ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
بازیهای روستا
چند بازی بود رایج بین ما در روستا
هر زمان یک بازی آن بود کار بچه ها
سادگی در کار ما بودو صفای روستا
در کنار کار ودر س ما ووقت بچه ها
گرک بازی ، بازی محبوب ما
در فضای باز و جای خر منا
بود قایم موشک ما ،بی صدا
درکنار خانه ها ، در کوچه ها
گاه هم یک قل دوقل بود کار ما
یا که می شد بازی گرگم هوا
در درون نخ قطاری می شدیم
با تحرک جمعی از ما بچه ها
فرصتی می شد عموزنجیرباف
حین بازی می شدیم مثل کلاف
توشله بازی رونق خوبی که داشت
گاه ظهر وسایه ای در کوچه ها
آب وگل بازی که دائم برقرار
چون که جاری بود آب از هر کنار
با پلخمون گاه در زیر درخت
صید گنجشک است خود یک کار سخت
پاره میشد گاه چند جا از لباس
از خزیدن های کوه و از هراس
چون تحرک بود خود در ذات ما
کوه می رفتیم در اطراف ما
توپ بازی هم که عشق بچه ها
لذتی هم داشت در دوران ما
چند بازی بود رسم عید ما
مثل گردو بازی و امثالها
وقت ما پر می شد از این کارها
گرچه ساکن بوده ایم در روستا
من به یادش گاه حسرت میکشم
بود شیرین جمع بازیهای ما
حال آن دوران و بازیها گذ شت
حسرتش بر شعر شاعر هم نشست
طالبی این است رسم روزگار
گاه شیرین است و گاهی یادگار
طالبی